علي بن محمد التركه ( صائن الدين علي تركه )

56

شرح گلشن راز ( فارسى )

نفس ناطقه انسانى بادبان شوق و ذوق را به شجرهء طيبهء « لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ » 28 بركشد . و به خطاب « يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » ، 29 متوجه مقصد حقيقى گرداند . مقصود شيخ آنكه هر يكى از انبيا و اوليا و فقرا و علما از آنجا كه وىاند ، حسب المقدور خبر مىدهند ، تا آيندگان با خبر باشند از حال رفتگان . يكى را علم ظاهر بوده حاصل * نشانى داده از خشكى به ساحل آنها كه حامل علم ظاهراند ، خبر مىدهند ، از خشكى به ساحل كه آن عبارت از صحت الفاظ و كلمات است و استعمال اين‌ها . يكى گوهر بر آورد و هدف شد * يكى بگذاشت آن نزد صدف شد يكى گوهر برآورد و هدف شد يعنى از اولياى ملامتيه شد ، مثل پير تاج الدين على كه گوهر يقين برآورد ، به حسب رياضت و تصفيه و تزكيه و توجه تام و خدمت مشايخ و هدف تير ملامت شد . - يكى بگذاشت آن نزد صدف شد - مثل علماى ظاهر كه حقايق و معارف بگذاشتند ، و قانع شدند ، به بحث الفاظ و كلمات و منقولات ، و قدم به جاده يقين ننهادند . در گلشن جمالش خاريست علم ظاهر * مسكين كسى كزين گل قانع شود به خارى آرى چگونه قانع نشود ، كه از عالم ديگر خبر ندارد و مىپندارد كه همين است . مرغى كه خبر ندارد از آب زلال * منقار در آب شور دارد همه سال 30 يكى در جزو كل گفت اين سخن باز * يكى كرد از قديم و محدث آغاز مقصود آنكه حكما و علماى ظاهر كه اهل استدلال‌اند ، مبناى سخن ايشان بر كل و جزو قديم و محدث است . حكما گويند ، كه تمام اجسام عالم مركب است از هيولا و صورت . و علما مىگويند ، كه اجسام عالم مركب است ، از اجزاى لايتجزا . در اصطلاح